Naderi Caffee


20130514-205036.jpg


Comments (1)

  1. کافه نادری | گاه نوشت های گاه به گاه

    […] تهران را همیشه دوست داشتم و دارم و همیشه در آن به دنبال ناشناخته ها و کشف مکان های خاطره برانگیز هستم ! این بار خودم را در خیابان جمهوری غرق کردم …. اما نه از آن رفت و امد های همیشگی شما …. آدرسی را از قبل داشتم … با تاکسی به جمهوری رفتم …. راننده با وجود سن و سال مقبول خود اطلاعی از کافه نادری نداشت حتی به گوش های پر مویش هم اسم نادری نرسیده بود !! میدانستم باید قبل از چهار راه استانبول باشد و نبش خیابان اما با چهار چشم هم آن را ندیدیم و رد شدیم …. قبل از چهار راه استانبول پیاده شدم و به نبش کوچه ای رسیدم که در آن قهوه خانه ای به نام قهوه خانه نادری با تابلویى قدیمی خود نمایی میکرد اما میدانستم که این نیست از آرایشگاهی قبل از قهوه خانه در همان کوچه پرسیدم و گفت ١٠ متر بالاتر …. پس راه افتادم اما باز هم به هتل نادری رسیدم هتلی قدیمی در نبش جمهوری … داخل مردی میان سال با تلفن و پشت پیشخوان مشغول صحبت بود و جلو او دستگاه کنترل کننده تلفن های هتل به همان قدمت هتل که دکوری به نظر میرسید و بس …. پرده ها از مخمل قرمز و ضخیم و بر دیوارها هم تابلوهای هتل در اوایل کار …. گفت که باید چند قدم را به سمت چهارراه بروم و آن جا بود که تابلو بسیار کوچک کافه نادری را دیدم …. راهرویی باریک که به کافه نادری ورود داشت با میزهای قدیمی و شلوغ و در سمت دیگر هم دری که به سمت رستوران نادری باز میشد … داخل شدم و میزی را کنار پنجره انتخاب کردم ، میز و صندلی کهنه اما با دوام و محکم پارچه ها هم سفید بر روی قرمز مثل همان سال های قبل … همان صندلی ها و میزهای لهستانی …. منو که دو طرفه بود و در طرفی قهوه جات و کافی شاپی و در طرف دیگر هم غذاها که اولین آن همان شاتو بریان معروف کافه نادری …. گارسون ها هم همان گونه از اقلیت مذهبی و شیرینی صحبت های فارسی آنان …. مشتری ها هم اکثرا به همان سن و سال کافه و یا توریست هایی که با لیدر یا بدون آن شیفته قدمت کافه شده بودند …. پس از نشستن پشت میز ، بر خلاف رستوران های جدید و امروزی گارسون برای دریافت سفارش به سراغ شما می آید و من هم همان شاتو بریان را انتخاب میکنم …. طولی نمیکشد که شاتو بریان درون ظرف چدنی با جلز و ولز به سر میزتان می آید با همان قاشق و چنگال و کارد قدیمی که کاملا مشخص است میزبانی خیلی ها را کرده و شاید خسته شده از این همه دست به دست شدن …. و شاتو بریان هم لذیذ … شاتو بریان همان استیک نیم پز است با پنیر مفصل روی آن و سیب زمینی و هویج و مارچوبه آب پز روی آن که اگر کمی هول هولکی باشید مطمین باشید که سق و دهان و لب را میسوزانید …. اصلا گرسنه نبودم …. اما به راحتی و با شیفتگی کامل همه غذا را تا ته خوردم …. وای چه خوش مزه …. هنوز هم طعم … بو و حسش را در ذهن دارم …. به حیاط رفتم که از دست رفته بود … حوض بزرگ وسط حیاط با فواره آب و همین طور دست شویی های قدیمی اما نوسازی شده در زیر زمین و نوشته قدیمی که این مضمون را در بر داشت ( ساعت کار تریا ) … همه و همه شما را میتواند برای لحظاتی به آن دور دور ها ببرد …. خیلی وقت بود که از اسم تریا در جایی استفاده نمیشد و یا من ندیده بودم …. کافه نادری را به شما پیشنهاد میکنم …. اطمینان داشته باشید پشیمان نخواهید شد به خصوص اگر دونفری به آن جا بروید و از خاطرات خود برای یکدیگر تعریف کنید …..و خود را در عکس های آویخته به دیوار و گارسون های قدیمی و میز و صندلی های بازمانده از قدیم غرق کنید ….. این هم عکسی از حیاط کافه نادری + […]

    Reply