Emam Reza


m1


Comments (3)

  1. مشهد … عکاسی … امام رضا … جشنواره …. | گاه نوشت های گاه به گاه

    […] مشهد شهر امام رضا ی غریب ! شهر سرما ی سوزان ! شهر دور افتاده ی تنها ! شهر زیارت کننده های بی شمار ! شهر شلوغ و پر هیاهو … مشهد یاد آور خاطرات خوبی از بچگی برای من ! یاد آور سفر با قطار و کوپه های تنگ و صندلی های تختخوابی به همراه صدای تلق تلق ه عبور واگن از ریل …. خیابانی که در انتهای آن بارگاه طلایی امام رضا دیده میشد و دو طرف جز هتل ها و مسافرخانه ها و مغازه های خرت و پرت فروشی چیزی نبود … وقتی به گذشته ی دور و کودکی سرک میکشم و از آن جا به این دوره مینگرم چیز زیادی عوض نشده ! خیابان همان است و انتها هم همان بارگاه … هتل ها و مسافرخانه ها خود را به روز کرده اند و خیابان هم هنوز درگیر فروش زعفران و زرشک و کمربند و تسبیح و جانماز ! هنوز هم همان هیاهو هنوز هم همان غربت ! وقتی وارد شهر میشوی در خیابان های دور از امام ه غریب حس ه یک شهر جدید یک شهر مدرن را داری و به تدریج که به بافت قدیم وارد میشوی این حس به حسی دیگر تبدیل میشود به همان حس ه شهرهای زیارتی با همان افکار و دیدگاه ها ! این بار در طی دوماه گذشته ۲ بار به مشهد سفر کردم هر دوبار را برای عکس و عکاسی ! برای جشنواره برای عکس گرفتن ! برای آرزویی دیرینه از عکاسی در حرم آقای غریب ! بارگاه امام رضا را صحن ها و حجره های متعدد فرا گرفته و دیگر به راحتی آن گند و گل دسته های طلا را نمیبینی ! دور تا دور در طرح جدید سازه هایی بنا شده و در زیر همه اینها هم تونل هایی برای عبور و مرور ماشین ها ! در این طرح زیاد شاهد ترافیک سنگین ماشین ها نیستید و با مدیریتی صحیح از ترافیک کاسته شده است . اما در عوض بارگاه را تا از یکی دو صحن ایجاد شده رد نشوی نمیتوانی ببینی . مردم زیادی در این ایام خاص به زیارت امام رضا می آیند از همه صنف از همه رنگ با همه تفاوت هایی که در ظاهر میبینی اما در یک چیز مشترک و آن هم عشق به رضا … عشقی که قابل توصیف نیست اما حس میشود و در هوا جاری است ! این بار با دل خوش از داشتن مجوز به دور خیابان های حرم رفتم ! اما با نداشتن آن فرقی نداشت ! چه عکسی میشد گرفت؟ عکس هایی با موضوع انسانی و اجتماعی ؟ در صورتی که میبایست برای جشنواره موضوعی تحت عنوان زیارت را داشت زیارت آقا نه از برای جای دیگر ! اما در آن شلوغی و در اطراف حرم برای من ممکن نشد! حتی برای گرفتن عکس از گند طلا … حتی از راه دور هیچ کدام از ساختمان های اطراف اجازه رفتن به بامشان را ندادند ! نمیدانم چرا امام را پنهان ساخته اند ؟ نمیدانم چه فلسفه ای برای نگرفتن عکس در آن جا وجود دارد؟ فلسفه ای در عین بی فلسفه ای ! دوستی که عکاس خوب و به نامی هست اما مسیحی به راحتی میتواند تحت عنوان عکاس میراث فرهنگی به داخل صحن برود و عکس بگیرد … خبر گزاری ها میتوانند عکاس های خود را اعزام دارند اما من نباید … نمیتوانم!؟ و این جز ناراحتی و غمی سنگین ارمغنانی برایم نداشت ! و این هدیه را نه اما ه غریب بلکه مردم مهمان نواز مشهدی توشه راهم ساختند! باشد تا به وقتی دیگر و به میزبانی هود ه امام ه غریب بیایم ! جشنواره عکس خانه دوست! چه اسمی با معنی و پر مفهوم ! خانه ی دوست …!! خانه ای که در آن دوستان بنا به ظوابطی خاص انتخاب شدند نه از برای پیشینه عکاسی خود … بعد از اعلام نتایج هم به مانند سال های قبل رد پای اساتید خوب را میبینید …. کسانی که در این جشنواره ها پای ثابت هستند و فرق نمیکند جشنواره ای از برای دوست باشد یا دشمن ! باید بیایند چرا که در خط مشی فلان استاد قرار دارند باید بیایند و عکس های معمول خود را به بالا برسانند چرا که در عکسشان ردی از خط فکری استاد و همکارشان را میبنی ! باشد برای وقتی دیگر در ضیافتی از خود ه آقا ….!! راستی این هم تک عکس هدیه من به شما از مشهد و بارگاه طلا + […]

    Reply